مدح و وفات حضرت ام البنین سلاماللهعلیها
بگیر زیر پَر خود، عزیز دار چو جانت چهار دستهگلی را که پیش توست امانت که بودهای که علی گفت جای فاطمه باشی؟! که بودهای تو؟! که پیدا نبوده است کرانت چه صادقانه شریک غم علی شده بودی چه عـاشـقـانه شدی مـادر امـام زمـانت رسیدهای به مقامی که راه عرش خدا را به خشت خشتی از این خانه دادهاند نشانت چه خانهای که به هر لحظه در معیت زینب به روی شانۀ جانت خوش است بار گرانت حسین را به ابوالفضلِ خود سپردی و رفتند فـدای حـس غـریب تـو و دلِ نـگـرانـت چهار فصل بهارت چقدر سبز گذشت و چقدر سرخ رسـیده چهار فصل خزانت |